عشق به پژوهش، چرا و چگونه؟



ایسنا/همدان نکته ای که می تواند ما را برای پیشرفت پژوهش در کشور امیدوار سازد، جمعیت جوان کشور و تعداد بالای دانشجویان در کشور ماست. همین دانشجویان وقتی مهاجرت کرده، به دانشگاه های مدرن می روند، با آموختن اهمیت و چگونگی متدولوژی علمی پژوهش به بهترین پژوهشگران و اندیشمندان دنیا تبدیل می شوند بنابراین ظرفیت و استعداد پژوهشگری در جوانان ما به وفور وجود دارد و نیاز به آموزاندن و برانگیزاندن دارد.

دکتر محمد اسماعیل ابراهیمی، عضو هیئت علمی گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان، در یادداشتی با عنوان «عشق به پژوهش، چرا و چگونه؟» که آن را به مناسبت روز پژوهش در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) قرار داده، آورده است: «طبق نظریه انتخاب ویلیام گلسر روانشناس فقید آمریکایی، انسان ها پنج نیاز اساسی شامل بقاء و ایمنی، عشق و تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی و حق انتخاب و تفریح و سرگرمی دارند. گلسر بیان می دارد که هر چه از صبح تا شب از آدمی سر می زند، یک رفتار است و هر رفتار برای ارضای یکی از این پنج نیاز اساسی است(تئوری انتخاب،گلسر،2013 ؛ترجمه صاحبی،1390).

مردمان و به ویژه دانشمندان و مسئولان کشورهایی که به اصطلاح توسعه یافته  نامیده می شوند، چند دهه پیش به درستی دریافتند که پژوهش و تحقیق می تواند ابزار بسیار کارآمدی برای ارضای نیازهای پنج گانه فرد و اجتماع و کشور است. پژوهشگران این کشورها به درستی دریافته بودند که:

                     درخت تو گر بار دانش بگیرد                         به زیر آوری چرخ نیلوفری را

بدیهی است که گشایش درهای دانش به جز پژوهش علمی و روش مند به هیچ طریق دیگری میسر نیست. با نگاهی دقیق تر به ردیف بودجه های کشورهای توسعه یافته و در حال رشد و مقایسه آن با کشورهای توسعه نیافته، می توان به وضوح اهمیتی که ملل مترقی و بالنده به پژوهش می دهند را دریافت.

یکی از نکات بسیار حیاتی درک اهمیت آموزش درست و علمی روش پژوهش و نیز ضرورت تحقیق، در همان سال های آغازین تحصیل است. اگر ما از دانش آموزان می خواهیم، آموزش و پژوهش را بخشی از دنیای درونی خود کنند، باید مطمئن باشیم که این فعالیت ها ارضا کننده نیازهایشان باشند و در جایی که به اصطلاح دنیای مطلوب (مخزن ذهنی از تمام امور، انسان ها، اشیاء، باورها و … که به ارضای نیازهای پنج گانه ما کمک کرده اند، وارد کنیم، در غیر این صورت ما هرگز انگیزه و پیشرفت پایداری را که از آنها انتظار داریم نمی بینیم (باب سالو، دانش آموز با انگیزه،2009؛ ترجمه ملکیان،1398).

با توجه به همین اصل فوق الذکر، به نظر می رسد یکی از نواقص سیستم آموزشی ما در آموزش و پرورش و بعدها در اغلب دانشگاه ها، این است که دانش آموزان و دانشجویان به درستی یاد نمی گیرند که چگونه به شیوه علمی، پژوهش کنند و با انجام این کار نیازهای خود را ارضا کرده و از پژوهش لذت ببرند و در تمام عمر خویش به آن علاقمند و متعهد باقی بمانند. به نظر می رسد سیستم آموزشی ما که به روش کنترل بیرونی (استفاده از انگیزش بیرونی با پاداش و تنبیه) اداره می شود، حداقل انگیزه برای آموزش و پژوهش را ایجاد می کند و اغلب افراد تنها برای رفع تکلیف، اخذ مدرک و … پژوهش می کنند و کار کیفی انجام نمی گیرد( تئوری انتخاب در مدرسه، صاحبی، 1396).

فرهنگ ایرانی که در نوشته های بزرگان این سرزمین به راستی خردورزی و دانش اندوزی را از حیاتی ترین وظایف آدمیان می داند. با گشودن شاهنامه حکیم طوس، فردوسی بزرگ با اولین مطلبی که روبرو می شویم این است:

                              توانا بود هر که دانا بود                ز دانش دل پیر برنا بود

بسیاری از ما بارها این بیت گهربار را شنیده ایم. اما به راستی به معنای عمیق آن اندیشیده ایم؟ دو کشور آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم به ویرانه ای تبدیل شدند اما فرهنگ آنها که رکن رکین و سنگ بنای اصلی آن، پژوهش و آموزش و کوشش بود، به یاری آنها آمد تا در عرض سه دهه مجدداً به قدرت های علمی و اقتصادی تبدیل شوند و این روند همچنان ادامه دارد.

معتقدم یکی از مواردی که در مدارس و دانشگاه ها و سایر مؤسسات آموزشی ما باید مورد اهتمام بیش تر قرار گیرد ، سرمشق گیری از سیستم های آموزشی موفق ترین مدارس دنیا (به طور مثال در فنلاند، سوئد و ژاپن ) و دور شدن از تمرکز بر حفظیات بلااستفاده و دانش گریزان و رویکرد به پژوهش گروهی و مشارکتی و با نشاط است که نیازهای پنج گانه دانش آموزان و دانشجویان را در حال حاضر و در آینده برآورده می سازند. بدیهی است این سرمشق گیری در فرم و ساختار انتقال مطالب خواهد بود و در محتوی آموزشی فرهنگ غنی ایرانی و شرقی راهنمای همیشگی معلمان و مدیران خواهد بود.

نکته ای که می تواند ما را برای پیشرفت پژوهش در کشور امیدوار سازد، جمعیت جوان کشور و تعداد بالای دانشجویان در کشور ماست. همین دانشجویان وقتی مهاجرت کرده، به دانشگاه های مدرن می روند، با آموختن اهمیت و چگونگی متدولوژی علمی پژوهش به بهترین پژوهشگران و اندیشمندان دنیا(همچون زنده یاد مریم میرزاخانی برنده نوبل ریاضی) تبدیل می شوند بنابراین ظرفیت و استعداد پژوهشگری در جوانان ما به وفور وجود دارد و نیاز به آموزاندن و برانگیزاندن دارد.

در انتها خاطرنشان می سازم که با توجه به دو دهه سابقه آموزش و پژوهش، با صراحت اعلام می دارم برای بهبود وضعیت پژوهشی کشور عزیزمان ایران معلمان و اساتید باید مورد بازآموزی مستمر در حیطه روش های پژوهشی و تحقیقاتی قرار گیرند و بیاموزند تا پژوهشگری را بیاموزانند. برای پیشرفت علمی، ورزشی، هنری، اقتصادی، اجتماعی، پزشکی و سیاسی راهی به جز احترام به علم و پژوهش وجود ندارد.

انتهای پیام

منبع: خبرگزاری ایسنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *