علم بخشی از یک پویش اجتماعی است/آموزش عالی از دارالمعلمین تا دانشگاه تهران



دانشیار مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی به بررسی آموزش عالی از دارالمعلمین تا دانشگاه تهران پرداخت و تاکید کرد: علم بخشی از یک طرح و پویش اجتماعی است و به وجود آمدن دانشگاه در چنین فضایی محقق می‌شود.

به گزارش ایسنا، مقصود فراست خواه در همایش “از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران” که امروز در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد، با بیان اینکه علم بخشی از طرح یا پروژه اجتماعی است، یادآور شد: نهادهای آموزشی بخشی از پروژه یا طرح بزرگ معطوف به تغییر، تحول یا توسعه هستند که البته این طرح اجتماعی ایرانیان ناتمام مانده است.

وی ادامه داد: بنابراین پویایی‌شناسی اجتماعی در ایران داریم که بخشی از آن نهادهای آموزشی در سطوح مختلف هستند. این موضوع باید به توجه به منطق درونی جامعه ایران مطالعه شود.

دانشیار مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی با بیان اینکه آرشیو ملی ما نحیف است، اظهار کرد: باید از مفروضات فاصله بگیریم و آشنایی زدایی کنیم. تعبیری داریم که ایران در آموزش عالی عرضه گرا است در حالی که این طور نبود. تقاضا در جامعه در بود و عرضه هم صورت می‌گرفت، به عنوان مثال مدرسه سیاسی در سال ۱۲۸۷ در پی نیاز به دیپلماسی تأسیس شد. چنان که مدرسه طب، مدرسه داروسازی آموزشگاه علمی پرستاری با توجه به نیازهای هر حوزه تشکیل شد.

فراست خواه اضافه کرد: دارالمعلمین در دامن مدرسه‌ها به وجود آمد چرا که مدرسه‌ها زیاد شد و متوجه شدیم باید مشاور مدرسه، مدیر مدرسه و غیره داشته باشیم. بنابراین تأسیس دارالمعلمین در پی رسیدن به پویایی اجتماعی و رشد مدارس محقق شد. باید در نظر داشت که جنبش آموزش در ایران خونین و هزینه بر بوده و سیر دیالکتیکی داشته است.

تأسیس دانشگاه در ایران حاصل برهم افتادن منافع و ضرورت‌ها

به گزارش ایسنا، شروین وکیلی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه نیز در ارائه خود “رویکردی سیستمی به تکامل نهاد آموزش عالی” را در این مراسم مورد توجه قرار داد و خاطر نشان کرد: مفهوم دانشگاه یا نهاد آموزش عالی یک نهاد سلسله مراتبی که آموزش تخصصی می‌دهد و عقلانی است. توده مردم می‌توانند از آن استفاده کنند؛ طبیعی است که در چنین نهادی قدرت نیز به چرخش بیفتد.

وی با بیان اینکه مدرسه در تاریخ ایران سومین نهاد محبوب در امر وقف بوده است گفت: مدرسه همچنین یکی از نهادهای مهمی بود که تحرک طبقاتی را ممکن می‌کرد.

این پژوهشگر و مدرس دانشگاه اضافه کرد: مدرنیته اتفاقی در اروپا است که کانون لاتینی (فرانسه) کانون سیاسی، انگلوساکسونی (انگلیس) و کانون قاره‌ای ژرمنی دارد. که از دل آن دست کم سه پیکر بندی متفاوت برای مفهوم آموزش عالی وارد ایران می‌شود.

وکیلی اظهار کرد: از قرن ۱۸ به بعد مفهوم دانشگاه به شکلی که امروز می‌شناسیم وارد کشور می‌شود در این زمان سه گفتمان حکیمانه، فقیهانه مبتنی بر حقوق دینی و صوفیانه یا عرفانی موجود بوده که با هم تداخل چشمگیر داشته‌اند. با این حال باید تأسیس دانشگاه در ایران حاصل به هم افتادن منافع و ضرورت‌ها است.

ضرورت رجوع به اسناد و آرشیوها برای جلوگیری از خطای “اکنون گرایی”

آرش حیدری نیز در این همایش با اشاره به اینکه خوانش‌های مدرنیستی از دارالفنون برآمدن آن را از یک زمین بایر می‌دانند، تاکید کرد: یک نهاد نمی‌تواند از دل خلأ بیرون بیاید و چنین دیدگاهی نشانه این است که ما در خطای اکنون گرایی گرفتار شده‌ایم.

استادیار دانشگاه علم و فرهنگ ضمن انتقاد از درگیر شدن در خطای اکنون گرایی، تاکید کرد: اینکه یک پدیده را تماماً تقلید از پدیده‌ای دیگر بدانیم، خود آن پدیده را بلا موضوع می‌کند و باید به یاد داشت که در چنین مواردی رجوع به آرشیوها و اسناد ضروری است.

وی با اشاره به تأثیر پذیری دارالفنون از عثمانی و جریان‌های موجود در هندوستان، اظهار کرد: باید دید که اگر خود دارالفنون را با دیدگاه پدیدارشناسی بررسی کنیم، به چه می‌رسیم که تاکنون متون درسی و آثار معلمان را بررسی کرده‌ایم و حجم اسناد بسیار بالاست.

استادیار دانشگاه علم و فرهنگ با بیان اینکه آنچه در دارالفنون اتفاق می‌افتد، با سه جریان عقلانیت ملکم‌خان نگاه مدرنیستی انصاری کاشانی و جریان نجم الدوله قابل توضیح است، تشریح کرد: نگاه ملکم خان به علم این است که عقل طبیعی داریم، اما آنچه ما را دچار بحران کرده نبود فن و تکنیک است‌؛ بنابراین می‌توان گفت ملکم‌خان به نوعی در پی سازماندهی به علم است و فرهنگ موجود را ناکافی می‌داند، در حالی که می‌شود فن و تنظیمات را به کشور وارد کرد.

حیدری افزود: نجم الدوله و اعتماد السلطنه به پیروی از حکمای گذشته همچون ابن سینا، علم جدید را انباشتی از “آنچه موجود است” می‌دانند. این در حالی است که انصاری کاشانی از معلمان دارالفنون، متون خود را به سمت تدوین رساله‌ای در باب تربیت اطفال پیش می‌برد و معتقد است که فرهنگ کشور منحط شده و مردم در جهل مرکب به سر می‌برند. نکته قابل توجه آنکه این سه نگاه تا زمان تأسیس دارالفنون در همزیستی با هم وجود دارند.

وی در پایان ضمن انتقاد از این دیدگاه که دارالفنون را صرفاً تقلیدی از پلی تکنیک می‌داند، گفت: الگوگیری وجود دارد اما فرو کاستن یک پدیده به تقلید آن را بلا موضوع می‌کند، در حالی که در چنین موضوعاتی رجوع به آرشیو و اسناد ضروری است.

انتهای پیام

منبع: خبرگزاری ایسنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *